مشتریِ مشتری شما؛ نکتهای مهم در فروش فنی B2B
گاهی پیشنهاد فنیِ اقتصادیتر، پاسخ کامل به مشتری نیست.
مطالعه مقاله ←فروش به چند مشتری قدیمی وابسته شده؟ پیشفاکتورها بیپاسخ ماندهاند؟ ابتدا مشخص کنیم گلوگاه، مشترییابی است یا فرایند پیگیری و تصمیم خرید.
از شناسایی مشتری مناسب تا ایجاد یک مسیر فروش قابل پیگیری برای شرکتهای تولیدی و تأمینکنندگان صنعتی
بررسی محصول، مشتری هدف و وضعیت فرصتهای فروش کمک میکند مشخص شود مسئله اصلی، یافتن خریدار مناسب است یا فرایند پیشنهاد و پیگیری. اقدام بعدی باید با ظرفیت شرکت و شرایط واقعی خرید تناسب داشته باشد.
داشتن محصول مناسب، تیم فروش یا سابقه حضور در بازار، لزوماً به معنای داشتن یک مسیر پایدار برای جذب مشتری جدید نیست.
ممکن است شرکت شما استعلامهای متعددی دریافت کند، اما تعداد محدودی از آنها به سفارش تبدیل شوند. شاید مشتریان فعلی بخش بزرگی از درآمد را ایجاد کنند، اما مسیر مشخصی برای شناسایی خریداران جدید وجود نداشته باشد.
توسعه فروش B2B با شناخت همین مسئله آغاز میشود: آیا شرکت به مشتریان جدید نیاز دارد، در انتخاب بازار هدف مشکل دارد یا باید فرایند ارتباط، پیشنهاد و پیگیری فروش خود را بهبود دهد؟
در همکاری با مجتبی دشتی، هدف بررسی وضعیت تجاری موجود و تعریف اقداماتی متناسب با محصول، مشتری هدف و ظرفیت واقعی شرکت است؛ نه صرفاً افزایش تعداد تماسها یا جمعآوری یک بانک اطلاعاتی بزرگ.
این مسیر میتواند برای تولیدکنندگان، تأمینکنندگان صنعتی، واردکنندگان و کسبوکارهایی مناسب باشد که به شرکتها، کارخانهها، پیمانکاران، عمدهفروشان یا سایر خریداران حرفهای محصول و خدمات ارائه میکنند.
بهویژه زمانی که:
در فروش سازمانی، یافتن نام و اطلاعات تماس یک شرکت، نخستین مرحله است؛ نه نتیجه نهایی.
مشتری بالقوه باید از نظر ارتباط صنعت، نوع مصرف محصول، موقعیت در زنجیره تأمین، شرایط خرید و امکان ایجاد رابطه تجاری بررسی شود.
برای مثال، یک تولیدکننده قطعات ساختمانی ممکن است با پیمانکار، کارخانه تولید درب و پنجره، شرکت پخش یا فروشنده عمده ارتباط بگیرد؛ اما هرکدام نیاز، روش تصمیمگیری و معیار خرید متفاوتی دارند.
بدون این تفکیک، حتی یک فهرست بزرگ از مخاطبان ممکن است به فرصت فروش قابل پیگیری تبدیل نشود.
بسته به مسئله و دامنه توافقشده، همکاری میتواند شامل پنج بخش زیر باشد:
در آغاز باید بدانیم شرکت چه محصولی ارائه میکند، مشتریان کنونی چه ویژگیهایی دارند، درخواستهای فروش از کجا وارد میشوند و در چه مرحلهای از دست میروند.
این بررسی کمک میکند میان مشکل جذب مشتری و مشکل تبدیل مشتری بالقوه به سفارش تفاوت قائل شویم.
گروههای احتمالی خریدار بر اساس صنعت، نوع فعالیت، کاربرد محصول، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت همکاری دستهبندی میشوند.
هدف، ایجاد فهرستی محدودتر اما مرتبطتر از فرصتهای تجاری است.
پس از انتخاب مخاطب مناسب، روش معرفی، پیشنهاد اولیه و کانال ارتباط مشخص میشود.
این مسیر، بسته به شرایط همکاری، میتواند از طریق ارتباط تجاری مستقیم، معرفی حرفهای، محتوای تخصصی، شبکههای حرفهای یا کانالهای مناسب صنعت دنبال شود.
دریافت استعلام بهتنهایی نشانه موفقیت فروش نیست.
باید مشخص باشد درخواست مشتری چگونه بررسی میشود، اطلاعات فنی چگونه دریافت میشوند، پیشنهاد قیمت چه زمانی ارائه میشود و مسئول پیگیری مرحله بعد چه کسی است.
در این بخش، هدف شناسایی نقاطی است که باعث تأخیر، ابهام یا از دست رفتن فرصت فروش میشوند.
برای هر فرصت، ثبت وضعیت ارتباط، نیاز مشتری، پیشنهاد ارائهشده، بازخورد و اقدام بعدی اهمیت دارد.
این اطلاعات به مدیر فروش کمک میکند بهجای اتکا به حافظه افراد یا تعداد تماسها، بر اساس وضعیت واقعی فرصتها تصمیم بگیرد.
بسته به مسئله و دامنه توافقشده، خروجی پروژه میتواند شامل موارد زیر باشد:
فروش محصولات تخصصی با فروش کالاهای عمومی یکسان نیست.
در بسیاری از معاملات صنعتی، خریدار پیش از تصمیمگیری باید از سازگاری فنی، کیفیت، قیمت، شرایط تأمین و زمان تحویل اطمینان پیدا کند. گاهی نیز فرد درخواستکننده قیمت، تصمیمگیر نهایی خرید نیست.
رویکرد مجتبی دشتی به این موضوع، متکی بر تجربه حرفهای در مدیریت فروش، توسعه کسبوکار و شناخت فرایندهای B2B، بهویژه در صنعت یراقآلات درب و پنجره است.
پروژه دیجیتال Key-Point نیز نمونهای از پیوند اطلاعات تخصصی محصول با مسیر جستجو و درخواست قیمت است. این نمونهکار نشاندهنده حوزه فعالیت اجرایی است و بهعنوان ادعای افزایش فروش اندازهگیرینشده ارائه نمیشود.
تبلیغات میتواند به دیدهشدن محصول کمک کند و بانک اطلاعاتی میتواند سرنخهای اولیه در اختیار شرکت قرار دهد؛ اما هیچیک بهتنهایی مشخص نمیکند کدام خریدار مناسب است، چرا پیشنهاد فروش پذیرفته نمیشود و چگونه باید رابطه تجاری توسعه پیدا کند.
توسعه فروش، این فعالیتها را در قالب یک فرایند هماهنگ و متناسب با اهداف تجاری شرکت بررسی میکند.
هدف، افزایش فعالیت بدون جهت نیست؛ هدف ایجاد مسیر روشنتری از شناسایی فرصت تا تصمیم خرید است.
در مشترییابی B2B، مخاطب یک کسبوکار یا سازمان است و تصمیم خرید میتواند به بررسی فنی، مالی و تأیید چند نفر وابسته باشد. بنابراین شناخت نقش خریدار و شرایط همکاری اهمیت ویژهای دارد.
خیر. شرکتهای کوچک و متوسط تولیدی و تأمینکنندگان تخصصی نیز ممکن است به طراحی مسیر مشترییابی یا بهبود فرایند فروش نیاز داشته باشند. دامنه همکاری باید با ظرفیت و مسئله واقعی مجموعه تناسب داشته باشد.
ممکن است. داشتن تیم فروش و داشتن فرایند فروش قابل اندازهگیری دو موضوع متفاوت هستند. گاهی مسئله اصلی، بهبود روش کار تیم موجود است، نه افزایش تعداد نیروها.
خیر. ابتدا باید مراحل فروش و اطلاعات ضروری هر فرصت مشخص شوند. سپس میتوان تصمیم گرفت ثبت اطلاعات با ابزار موجود کافی است یا به CRM تخصصی نیاز وجود دارد.
خیر. نتیجه به تناسب محصول و بازار، شرایط تجاری، رقابت، کیفیت اجرا و تصمیم مشتری وابسته است. هدف همکاری، کاهش ابهام و ایجاد فرایندی قابل پیگیری برای توسعه فرصتهای فروش است.
آیا بهدنبال مشتریان جدید هستید، قصد توسعه شبکه فروش دارید یا با وجود دریافت استعلام، تعداد سفارشها رضایتبخش نیست؟
برای شروع لازم نیست از قبل راهحل مشخصی انتخاب کرده باشید. میتوانید محصول، وضعیت فعلی فروش و مهمترین مسئله تجاری خود را مطرح کنید تا امکان تعریف یک مسیر همکاری متناسب بررسی شود.
درخواست ارزیابی حضور دیجیتال و مسیر توسعه فروشدو نگاه مکمل به پیشنهاد فروش: شناخت تعهد مشتری و هماهنگی در ارتباط با خریدار نهایی.
ارزیابی مسیر فروش B2B با بررسی محصول، مشتری هدف و وضعیت فعلی مشترییابی و پیگیری آغاز میشود. این خدمت توسط مجتبی دشتی برای شرکتهای B2B و صنعتی ایران ارائه میشود؛ دامنه همکاری پس از بررسی موضوع تعیین میشود.
ابتدا اطلاعات شما بررسی میشود؛ در صورت نیاز، برای روشنشدن جزئیات با شما ارتباط میگیرم.